أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

123

قانون ( فارسى )

17 - اگر تب خونى به حالاتى ديگر در بدن منتقل شود ، به هر عضوى كه منتقل شود نشانى ويژهء خود دارد . اگر تب به بيمارى خفگى ، به ورم گلو و يا به ورم لوزتين تبديل شود نشانيها را مىدانى و سابقا ياد گرفته‌اى ! 18 - اگر تب خونى به حالتى درآيد كه به آبله در بدن بيمار بينجامد ، نشانى آن را بعدا خواهى دانست . 19 - نشانيهاى تبديل شدن و سر كشيدن تب خونى به بيمارى سرسام و سردرد و درهم شدن هوش و غيره را همه مىدانى و سابقا ياد گرفته‌اى ! 20 - اگر تب خونى از آن حالتهاى تب باشد كه مدت زيادى دوام كند ، نشانيهايش را دانستى كه از جملهء آنها دير پيدا شدن نشان از رسيدگى خلط و مخروطى شدن هيأت و رخسارهء بيمار است . 21 - اگر در حالت تب خونى ديدى كه در مدت معينى حرارت رو به افزايش است و در مدت معينى از افزايش بازمىايستد و بعد از آن كاهش مىيابد و به آن مىماند كه مهلت ميان دو تب متوالى است ، نشان از آن دارد كه خون بيمار پر از خلط خام و نارسيده است . 22 - معلوم شدن مدت بحران بيمارى را بايد از نشانى رسائى و پختگى خلط بجويى . اگر نشانى پختگى خلط تا بعد از روز سوم و چهارم به تأخير افتاد ، بدان كه بحران در روز هفتم شروع نمىشود ؛ اما اكثرا بحران تب خونى در روز چهارم است . علاج تب خونى علاج اساسى در تب خونى كشيدن خون متعفن از بدن بيمار است . بايد خون را آن‌قدر تخليه كنى كه بيمار نزديك به غش كردن مىشود و هرگاه ديدى كه به حالت غش كردن نزديك است خون‌كشى را متوقف سازى . از اين رگ زدن و خون گرفتن ، خون اگر بسيار كم‌مايه و آبى يا مايل به صفرايى باشد ، مادهء آبى يا صفرايى از آن جدا مىشود و گوهر خون غلظت مىيابد و از حرارتش كاسته مىشود . و اگر بيش از حد لازم غليظ باشد از خونگيرى به حالت كم‌مايگى لازم برمىگردد و از آلايش پاك مىشود . منظور از غلظت خون سزاوار بيرون دادن نوع خونى است كه انسان از اثر تناول چيزهاى به وجود آورندهء خون غليظ و توليدكنندهء خلط كال كسب مىكند . خون گرفتن سبب مىشود كه مادهء به وجودآورندهء تب به رسائى و پختگى برسد و تحليل برود . هر آن و هر دم كه تب خونى روىآورد ، بدون اينكه منتظر سر وقت بحران يا پخته شدن خلط باشى رگ بيمار را بزن و خون بگير ! تنها وقتى كه احساس مىكنى بيمار امتلاء دارد و غذا در معده‌اش برهم متراكم است و هضم نمىشود ، از خونگيرى صرفنظر كن ! بهترين حالت علاجى آن است كه رگ دست بيمار را بزنى . تا مدتى كه تب خونى موجود است و به كلى ريشه‌كن نشده است بايد خونگيرى ادامه يابد . اگر نيروى بدنى بيمار تحمل مىكرد تنها به اين قدر خون كشيدن اكتفا مكن كه بيمار به